خرید بک لینک

من به روزمرگی دچارم.. و لذت میبرم از تک تک تکرار های کسالت آور اطرافم...

19:7 , سه شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۶ , نازدارِ دِتــــِـر

زندگیم چه ارزون بود..ـ.

برچسب: نویسنده: مهراد دادخواه تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 13:03

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: فلشبک, نویسنده: مهراد دادخواه تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 13:03

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: فلشبک, نویسنده: مهراد دادخواه تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 13:03

خببببببببب در ادامه ی فلش بک هام ازین به بعد رمز به کسی داده نمیشه :)و به دنبال اعتراضات شما یه سری توضیحات بدم : من غم نویس نسیتم و اصلا هم قصدم جلب توجه نیست کسایی که با من بیشتر جور شدن میدونن که تو اوج ناراحتیام آدم شیطون و شوخ طبعی هستم قبلا هم گفتم بازم میگم نوشتن منو آروم میکنه.... در حال حاضر دارم رو اهدافم کار میکنم قراره چندتا کتاب بخرم و بخونم و وقتمو کمتر تو گوشی بگذرونم یه شغل دومی پ

برچسب: برگنهم, نویسنده: مهراد دادخواه تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 13:03

دارم راه میرمدارم زندگی میکنم همه میبیننت تو جامعه ای هستم که وقتی لاک میزنی و موهات و فانتزی رنگ میکنی بهت میگن جنده..... چرا.......... از نظر من هرزگی ذهن مریضه هرزگی خوابیدن با هرکس و ناکس بر اساس نیازه هر نوع نیاز مالی یا شهوانی بنظر من هرزه آدم دوروعه آدم دروغگوعه آدمی که بیاد تو زندگی کس دیگه خداروشکر هرزه ی روحی و روانی و جنسی نیستم فقط دوست دارم منم مثه بقیه ی زنهای دنیاااااااااا لاک بزنم

برچسب: ادمای, نویسنده: مهراد دادخواه تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 13:03

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: همیشگی, نویسنده: مهراد دادخواه تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 13:03

این روزا خیلی حال و روز بدی داشتم نمیدونم چی شدم تا اینکه دیروز رفتم دکتر گفت به بدترین نوع افسردگی داری مبتلا میشی مثه اینکه تو این گرما با بوت و کاپشن بری بیرون ... گفتم و گفتم و گفتم و از خانواده و اینا گفتم... و اینکه راجب به خاستگارم گفتم به گفته اش چند جلسه زیر نظر خانواده انالیز کن گفتم من نمیخوام ازدواج کنم..... گفت برو چند جلسه و خیلی چیزا..... که از حوصله ام خارجه امروز بصورت رسمی برای

برچسب: نویسنده: مهراد دادخواه تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 13:03

طبق سوالای شماخاستگاری منتفی شد طبق آنالیزهام اصن مردی نبود بتونه منو خوشبخت کنه از نظر سنی از من یکسال بزرگتر بود و من حس میکردم هنوزم بچه اس چون خودش تو زندگی قبلیش زنش دروغگو بود روی شوهرش حساس بود همش هی حرفامو باور نمیکرد همش میگفت ایشالا همینجوری بمونی!!! بعد همش میگفت حساس نیستین!!!!!!! پسر بدی نبود تیپ و قیافش از عکسش خیلی باحالتر بود خیلی خنده ی دلنشینی داشت خوشم اومده بود ازش ولی بحث زن

برچسب: نویسنده: مهراد دادخواه تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 13:03

صفحه بندی